مسافر

در زمین عشقی نیست که بر زمینت نزند,آسمان را دریاب

سلام!!

بازم 1 سال گدشت!

از سال 1383 که این جارو تعطیل کردم تا الان خیلی چیز ها عوض شده و مهم ترین منم!!من عوض شدم!

همه چیز خوب و عالیه!! خوشحالم!!

اینکه اینجا هنوز هست آرومم میکنه!یه جای دنج و خلوت که میشه بهش سر زد و گذشته رو دید!

بازم میام!

شاید سال دیگه!!

نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/٥ساعت ۳:٤٩ ‎ب.ظ توسط مسافر نظرات () |

امسال هم مثل هرسال!

سلام!

نوشته شده در ۱۳۸٩/٥/۱٩ساعت ۱۱:٤٧ ‎ق.ظ توسط مسافر نظرات () |

آیین عشق بازی دنیا عوض شده است

یوسف عوض شده ست ،زلیخا عوض شده ست

 

سر همچنان به سجده فروبرده ام ولی

در عشق سالهاست که فتوا عوض شده ست

 

خو کن به قایقت که به ساحل نمیرسیم

خو کن که جای ساحل و دریا عوض شده است

 

آن با وفا کبوتر جلدی که پر کشید

اکنون به خانه آمده،اما عوض شده ست

 

حق داشتی مرا نشناسی،به هر طریق

من همچنان همانم و دنیا عوض شده ست

 

فاضل نظری

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/٥/۱۳ساعت ۱:٠٧ ‎ب.ظ توسط مسافر نظرات () |

سلام!

مرور زمان خیلی چیزهارو به آدم یاد میده!

نمیدونم میتونم بگم از سال ١٣٨٢ که اینجارو درست کردم و ساله بعدش که اینجارو بستم بزرگ تر شدم یا نه،اما خیلی مطمئن می گم که کلی تجربه به دست آوردم!

اینجا ۶ساله شده! برعکس پنج سال گذشته که سلام می کردم و می رفتم ، امسال اومدم تا بمونم!

می مونم  و حرفامو که تو این ۵سال تو دل خودم چال می کردم اینجا بنویسم!

هنوزم شعارم همون حرف همیشگیه: در زمین عشقی نیست که بر زمینت نزند،آسمان را دریاب!!

هنوزم با اسم وبلاگم موافقم،و فقط فقط یه نفرو تو تنهاییم راه می دم اونم خداست!!

نوشته شده در ۱۳۸۸/٥/٦ساعت ۸:۱۱ ‎ب.ظ توسط مسافر نظرات () |

١سال.....

٢سال........

٣سال.........

۴سال شد!!!

چه زود گذشت! وقتی داشتم اینجارو تعطیل می کردم، فکر نمی کردم ۴ سال دیگه بیامو بهش سر بزنم!!

 

نوشته شده در ۱۳۸٧/٥/٦ساعت ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ توسط مسافر نظرات () |

با چند روز تاخير بگم سلام؟!؟!؟!؟

چي كار داريم مي كنيم؟كجاي ايم دنياييم؟

من كجام؟كجام كه سالروز تولد و مرگ وبلاگمو فراموش كردم؟

شايد اين اتفاق،اتفاق خوبي باشه،شايد نشونه اينه كه گذشته تاريكمو فراموش كردم،نمي دونم اما هرچي كه هست ،خيلي ناراحت شدم از اين فراموشي!!!!

كسي كه نوشته قبلي رو برام گذاشت ديگه تو زندگيم نيست اما من واسه اون هنوز معني زندگيم.خيلي خودخواهم، اما نخواستم كه تو زندگيش باشم!!!

براش دعا مي كنم كه فراموشم كنه!!!

خداحافظ!!

نوشته شده در ۱۳۸٦/٥/٢۱ساعت ۱٠:٥٠ ‎ب.ظ توسط مسافر نظرات () |

سلام!

چیزی واسه گفتن ندارم به رسم سالیانه اومدم که سلامی کرده باشم!

نوشته شده در ۱۳۸٥/٥/٤ساعت ۱۱:٤٩ ‎ب.ظ توسط مسافر نظرات () |

اللهُمَّ كُنْ لِوَليّكَ الْحُجَّة بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلي ابائهِ في هذِهِ السّاعَة وَفي كُلِّ

ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظًا وَقائِداً 

وَناصِراً وَدَليلًا وَعَيْنا حَتيّ تُسْكِنَهُ اَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِعَهُ فيها طَويلًا

بعد از يکسال اومدم اينجا !‌بر عکس پارسال از امسالم راضی ام، شکرت!

 بی انصافی کردم زيادم تنها نبودم! ممنون از همه دوستام که به فکره تنهايی تنها بود! امشب سال وبلاگم اما نيمدونم سال تولد يا مرگ!

اما هرچی هست اينجا خيلی چيز به من ياد داد! اول اينکه در زمين عشقی نيست که بر زمينت نزند آسمان را درياب!

بعدشم اينکه تا خدا هست هيچ کس حق نداره بگه تنهاس!‌

اگه ما تنهاييم پس اصلا به فکر مولامون نيستيم حداقل سعی کينم عزيزمون رو تنها نذاريم.

    خواستيد اينجا بهم سر بزنيد

نوشته شده در ۱۳۸٤/٥/٢ساعت ۸:٤٧ ‎ب.ظ توسط مسافر نظرات () |
الان ۲۲ دقيقه است که امروز شده! بی خوابی زده به کلم اومدم اينجا! بيخيال اين حرفای تکراری!
اگه يه روز بشنويم که يه بچه ۱ ساله فوت کرده خيلی غمگين می شيم! چون احساس می کنيم که بی گناه بوده! يا اينکه از زندگيش لذت نبرده! وقتی که يه آدم پير می ميره ناراحت می شيم ! بعد فکر می کنيم از زندگيش راضی بوده يا نه،به چيزايی که می خواسته رسيده بوده يا هميشه تو آرزوهاش بوده! اما بين اين دوتا مرگ خيلی فرق هست!
زمان فرصت ميده که ما کارايی که می خوايم رو بکنيم! ديگه به خودمون بستگی داره که قدر زمان رو بدونيم يا نه! اعتراف می کنم که ندونستم! از کارام تو اين يه سال پشيم نيستم اما می تونسم سالمو يه جوره ديگه بگذرونم! اما مهم نيست! هرچی بود گذشت!
جريان من ، جريان همون بچه ۱ ساله است! امروز وبلاگ من ۱ ساله شد! امروزم قراره بره!!
نميدونم به چيزايی که می خواستم رسيدم يا نه! نميدونم که از زندگيم تو اين يه سال لذت بردم يا نه! اما اينو می دونم که بايد برم! شايد برگشتم ! اما نمی دونم کی!
زیاد دارم بی ربط حرف می زنم! دلم نمیاد برم ! اما باید برم چون اینجا منو یاد کسی میندازه که دیگه نمیخوام بهش فکر کنم! شاید رفتم یه جای دیگه!آره شاید این کارو کردم!
می دونم که کسی نیست که از رفتنم ناراحت شه فرق من با اون بچه ۱ ساله اینه که من همیشه تنها بودم! و هستم!
خستم!خوابم میاد دیگه میرم!مرسی که ۱سال چرت و پرتای منو تحمل کردین!

خداحافظ
نوشته شده در ۱۳۸۳/٥/۳ساعت ۱:٥٤ ‎ق.ظ توسط مسافر نظرات () |


نه حوصله حرف زدن دارم نه اینکه به کسی سر بزنم! از همه هم معذرت می خوام!

اگر گیاهان به بهار ایمان دارند
پس چرا من در انتظار بهار نباشم؟
بهاری که خودرا در آن شکوفا کنم
شاید بهار ما در این هستی نباشد
شاید وقتی دیگر از راه رسد...
این زندگی شاید ، زمستانی است
زمستانی در اتنظار بهار...

جبران خلیل جبران

نوشته شده در ۱۳۸۳/٤/٢۱ساعت ۳:۳٢ ‎ب.ظ توسط مسافر نظرات () |